بانــــوی بی قرار

دوستـــم داشته باش اندکی ولی طولانی!

بانــــوی بی قرار

دوستـــم داشته باش اندکی ولی طولانی!

همیشه منطق...پس دلم چی؟منطقی که می ترسه ودلی که دلشوره داره

میترسم . خیلی میترسم.
از حماقت دوستا، از کوته فکری آدما، از کرختی خودم، از این آینده ی گنگ و مبهم که معلوم نیست چی میشه در این شرایط نا بسامان جامعه ای که توش هستم، از این هرچه ممکن، از گناه، از برداشت های بد مردم، از غصه خوردن مامانم و روزبه روزپیرترشدن بابااز حال و روز یکی دو تا از دوستام، از خودم، از دلبستگیهام، از یأس، از غرور، از نومیدی، از تنهایی، از دل خوشیهای پوچ ومسخرم از کم آوردن، از کم آوردن، از کم آوردن .......میترسم دیدی  بعضی وقتا کلی حرف داری که به یه آدم مخصوص بگی ولی نمیدونی از کجا شروع کنی!!؟؟می‌ترسی از اینکه بد شروع کنی ٬ می‌ترسی از اینکه به بهترین شکل نگی ٬می‌ترسی از اینکه نتونی همه‌ حرفا رو بهش بگی و وسطشون فراموش کنی یه سریشون رو ... حتی ترس ازاین چیزااذیتم میکنه ... 

 این ترس مبهم تمام وجودموگرفته...

 

 

 

  

نظرات 21 + ارسال نظر
آ . د . م پنج‌شنبه 1 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 02:35 ب.ظ http://www.1adam.blogsky.com

:(

کربلائی پنج‌شنبه 1 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 03:22 ب.ظ http://www.aliakbar-fararat.com

سلام خسته نباشید از وبلاگ شما خیلی خوشم آمد به ماهم سری بزنید و اگر با تبادل لینک موافق بودید مرا با اسم هئیت جوانان حضرت علی اکبر(ع شهرک فرارت لینک کنید

امیر پنج‌شنبه 1 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 03:26 ب.ظ http://amirvashani.blogfa.com

سلام
آپ کردم حتما بیا...منتظرتم هستما!

ابوذر پنج‌شنبه 1 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 03:33 ب.ظ http://ashe.blogfa.com/

« ای دوست ، به شرفم سوگند که چنان چیزی در کار نیست . نه شیطانی هست و نه دوزخی . روانت از تن ات نیز زودتر خواهد مرد پس دیگر از هیچ چیز مترس »

سهیل جمعه 2 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 03:45 ق.ظ http://www.soheil-mix.belogfa.com

دلم میخواد بمیرم بیا این آپمو ببین خودت میفهمی نظرت خیلی واسم مهمه بدو
منتظرم [گریه][گریه] این آپ خیلی فرق میکنه آخه حرف دل خودمه [گریه] منتظرما آهنگ وبمم حتمآ گوش کن

saeideh جمعه 2 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 05:57 ب.ظ http://basaeideh.com

منم از همه این چیزها می ترسم.چاره ای نداریم باید ترسمون رو کم کنیم و دل به دریا بزنیم

saeideh جمعه 2 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 05:59 ب.ظ http://basaeideh.blogfa.com

منم از همه این چیزها می ترسم.چاره ای نداریم باید ترسمون رو کم کنیم و دل به دریا بزنیم

آدمک شنبه 3 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 09:13 ق.ظ http://adamaka.blogsky.com


سهم من از زنانگی این است

زایش درد و تکرار زندگی ...



آپدیتم !

آرمین شنبه 3 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 11:05 ق.ظ http://ghorobesarnevesht.persianblog.ir

سلام عزیزم خوبی مرسی که اومدی و ممنون که لینکم کردی منم لینکت کردم امیدوارم لحظات و خاطرات خوبی رو داشته باشیم آره سبک نوشتهامون مثل همه و از این بابت خوشحالم. مرسی که منو خبر کردی. موفق باشی عزیزم

منجر به زن شنبه 3 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 11:07 ق.ظ http://dozakhesard.blogfa.com

من می ترسم پس هستم .حسین پناهی .


هم شیره جای بسی تعجب است که نمی داندی که مارا خیال شهرت نیست وگرنه چه بسا در نمایشگاها و فستیوالهای ان ور ابی مارا زیارت می نمودندی

بلوط شنبه 3 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 11:48 ق.ظ

سلام آمی مهربون
اما این ترس مبهم نیست .. من که بارها تجربه کردم گاهی روزگار تا جایی آدم رو تو تنگنا میگذاره که مجالی برای گفتن هم پیدا نمی کنی ... و میترسی بگی و نتیجه اش عکس خواسته ات بشه .. بگی و اونی که نباید برداشت بشه ... بگی و اونی بشه که نمی خوای ... شاید می فهممت

عروس رندانه و مستانه شنبه 3 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 12:44 ب.ظ http://mataarsak.persianblog.ir

درود بانو

بانو جان همین ترس ها ترو به اوج میرسونه
همین ترس ها ترو به خاک می اندازد !

این خودتی که تصمیم میگیری ترس ها بهت غلبه کنند یا تو بر آنها

باران شنبه 3 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 04:36 ب.ظ http://www.barf-baran-barid.blogsky.com

سلام امی جون

تو باید با تسهات کنار بیای
باهاشون رو به رو شو و سعی کن جوری باهاشون کنار بیای که به پیشرفتت کمک کنن و ه چیزای خوب و بالاا برسی
نه اینکه از همینی که هستی هم بیفتی

آدمک شنبه 3 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 05:35 ب.ظ

بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟



امروز چقدر خندیدیم تو چت

حسین شنبه 3 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 08:13 ب.ظ http://1w1p.blogsky.com

به نام مهربانترین
سلام
هنوز که داری تو بی قراری غوطه میخوری.
رااستشو بخوای من هم یه زمانی همینجوری بودم. از آینده از گذشته از حال از همه چی میترسیدم. ولی دیدم بعضی وقتها اون اتفاقی که نباید بیافته اتفاق میافتاد و بعضی وقتها هم اتفاق نمی افتاد. بعدها که خدا رو شناختم و فهمیدم تنها قدرتی که تو این جهان وجود داره اونه و بهش ایمان آوردم. کم کم سعی کردم ترس رو کنار بزارم. اخه چه بترسم چه نترسم اتفاقی که باید بیافته میافته. پس دیگه الکی خودم رو عذاب نمیدادم. از اون وقتی هم که به خدا ایمان آوردم فهمیدم خدای مهربون من هیچ وقت بد من رو نمیخواد پس هر اتفاقی که میافته مطمئنم که واسه من خوبه. اتفاقا بعد از هر اتفاقی یه چیزی باعث میشه بفهمم خوب شد اون اتفاق افتاد یا خوب شد فلان اتفاق نیافتاد.
خلاصه اینکه بهتره این عذاب دادن های خودت رو کنار بزاری چون جز ناراحتی واسه خودت چیز دیگه ای نیست.
در پناه خدا باشی

سهیل یکشنبه 4 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 04:40 ق.ظ http://www.soheil-mix.belogfa.com

سلام به دوسته خوبو گل خودم گفته بودم که بر میگردم خوب حالا یه داستان قشنگ نوشتم بیا بخون امیدوارم خوشت بیاد ازت ممنونم که بهم سر میزنی و نظر میدی من آپم بدو منتظرماا بدو

آدمک یکشنبه 4 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 08:25 ق.ظ http://adamaka.blogsky.com

صبح رئیست با ماشین جدیدش منو رسوند تا سر خیابون ...

می بینی هوا چه شرجی شده

محمد یکشنبه 4 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 10:52 ق.ظ http://www.toxic.persianblog.ir

سلام آمی جان! ببین خانومی این که می ترسی چیز خاصی یا بدی نیست! ترس واسه ی همه ست! این ترس آدمیه که باعث میشه تو یه وقتا یه کارایی کنی که یه جورایی Fantastic باشه! ترس خیلی خوبه چون باعث تحرک آدمی میشه! اگه بتونی با ترست دوست بشی اونوقت که نه واست ترس به نظر وحشتناک میاد بلکه ازش خوشت میاد و واست بهترین دوست میشه! امیدوارم که منظور منو فهمیده باشی! واست بهترینارو آرزو دارم

آدمک یکشنبه 4 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 06:12 ب.ظ http://adamaka.blogsky.com

خوشبختی را در همین لحظه باور کن
لحظه ای که دلی به یاد توست
با مردانگی بی پشتوانه

محمد یکشنبه 4 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 06:16 ب.ظ http://www.toxic.persianblog.ir

سلام امی جان اپیدم خوشحال میشم سر بزنی و منو با حضورت دلگرم کنی

نیمه مست (بهروز) دوشنبه 5 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 02:51 ق.ظ http://www.dalvandi.ir/blog

آمی جان من معمولا اینجا میام و میرم، هر وقت هم میام کامل میخونم/
بهروز باشی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد