تعصب خرکی
دیشب آبجی جونم رفته بود که به یکی از دوستام یه سر بزنه و یه حال و احوالی بپرس که متوجه شد دوست جونی خودم که یه خانوم تپلی بود کاملا" آب رفته وقتی ازش جریان و پرسیدی که چرا اینقدر لاغر شدی اونم گفت:
توعید واسه عروسی رفته بودن(...این نقطه چینا اسم اون شهرست)داداش دوستم که 26 سال بیشتر نداشت و تازه داماد بود و خانومش باردار بود ... ازشانس بدش میخواست بره دست به آب بازم از شانس بدش نگو حمام ودستشویشون یکی بود ودرش یه جورایی خراب بود دخترخانواده ام تو حمام مشغول استحمام بود که این تازه داماد بخت برگشته بی هوا در وباز میکنه میبینه بله یکی داره حمام میکنه بلافاصله در ومی بنده و تا میخواد برگرده داداشای دختره این صحنه رو میبینن و میگن که تو با آبجی ما توی حمام بودی پسره قسم آیه و قرآن که من توی حمام نبودم اشتباه شد دخترم هر چی قسم خورد که بنده ی خدا اشتباهی درو باز کرده بود این داداشای تعصب خری گوششون بدهکار نبود با زورو اسلحه دعواو بزن بزن و.....پسرو مجبور کردن که با خواهرشون ازدواج کنه.... دیگه خودتون میتونینن ادامه ماجرا رو حدس بزنیین قهر زن اول و پا درمیونی بزرگتراوهزارتا چیزای دیگه....حالا خانم اولی با خانم دومی هر دو توی یه خونه دارن زندگی میکنن و......(فکرشو بکنیین این تعصبای مسخره وخرکی چه کارایی که نمیکنه واسه همین سال 90 واس دوست بدبخت من بدترین سال بود بخاطر همین از ناراحتی لاغر شده بود.خوب حق داره داداش 26 سالش اول زندگی با 2 تا زن با این خرجای سنگین زن اولشم باردار باشه ....وای حتی فکر کردنشم زجر آوره...)
پس نتیجه میگیریم هر جا که میخواستیم بریم دست به آب قبلش یه اهن اوهونی سرفه ای بکنیم یا دری چیزی بزینم تا همچین بلایی سرمون نیاد.وای بچه های فکرشو کنیین به جای دختره مامان خانواده تو حمام بود اون وقت چی میشود؟؟؟؟؟؟؟؟
اووووووووووووووووووووووووووووووووووول
من که هر روز بهت سلام میکنم ولی بازم سلام
آمی جون جریان و منم از فلانی شنیدم واقعا؛تعجب کردم
سلام خوشحالم که اپ کردید
البته شایدم اون حرکت یه نقشه بوده باشه
سلام

خوشحالم که برگشتی.
این مطلب بیشتر از تعصب شبیه به زورگیری بود.
فکر کنم دیدن شوهر پیدا کن نیستن واسه خواهرشون گفتن چه کسی بهتر از این.
در مورد مطلب خودم که گفتی از اینجور اتفاقها زیاد رخ میده و خیلی هم میبینی و ناراحت هم میشی میخواستم بگم شما که وجدانت هنوز بیداره و مثل بقیه تو خواب نرفته باید سعی کنی تا وجدان بقیه رو هم بیدار کنی.
حتی شده یه سعی کوچولو مثل کار من که نتیجه ای نداشت ولی شاید یه تلنگر کوچولو به وجدان راننده خورده باشه.
موفق باشی
پیشنهاد می کنم همه تون تو حموم باشید شاید این مسئله ترشیدگی جامعه حل بشه !!!
سلام آمی مهربون
خوبی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این داستان بیشتر شبیه یه قصه ست .. مگه میشه من فکر میکنم شما از اصل ماجرا خبر نداری آخه اینهایی که میگی رو نمیشه کنار هم گذاشت..
خشنود باشی و برقرار
آمی جون خوشحالم که بازم آپ کردی
همون تعصب خرکی بهترین عنوان واسه این کاره.
سلام ...خیلی خوب یه موضوع ساده رو به نتیجه رسوندی..........آفرین امی....واقعا از مطالت لذت میبرم....آفرین........
پیشنهاد خوبی بود برای لاغر شدن!
بعدشم..تو منظورت کدوم شکافه؟؟؟
ممنون که سر زدی آپت عالی بود واقعا که بعضیا تعصب خرکی دارن اینو از ته دلم گفتی ممنون.
بله دیگه از عربهای زبون نفهم بیشتر از این انتظار نمیره
۱۴۰۰ ساله خر موندن و خر تر هم میشن
بابا چشماتونو باز کنید ببینید دنیا پیشرفت کرده
به به رسیدن به خیر
برگشتی با مطالب داغ داغ
برعکس ، مردای متاهل نتیجه ی دیگه ای میگیرن :
حتی اگه دستشویی و حمام جدا بود شما اشباهی برید تو حمام شاید سرو کله ی داداشای غیرتی هم پیدابشه
امی عزیز
جالب خوندمت مثل همیشه
اما احساس کردم یه جورایی کاسه ای زیر نیم کاسه بوده !
سلام مهربون
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخههای شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمهها و دشتها
خوش به حال دانهها و سبزهها
خوش به حال غنچههای نیمه باز
خوش به حال دختر میخک میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ .. فریدون مشیری
خشنود باشی و برقرار
عجب داستانی بود!هنوزم عصر حجره پس!
عکس تخت جمشیده درست حدس زدی جالبه منم عید اونجا بودم راس میگی مث همیشه نبود...
مرسی از تو و کامنتی که گذاشتی...
شاد باشی و سبـز امی عزیز
سلام آمی جونم
مرسی که بهم سر زدی
این مطلبت جدا قشنگ بود
بیچاره ببین واسه یه دستشویی رفتن چه مجازاتی باید تحمل کنه
سلامممممم.
خیلی خیلی خوشحال شدم.
آپ جالبی بو.بدم نیستا اینجوری زن اول زن دوم رو هم تحمل می کنه من دلم به حال بچه میسوزه 2تا مامان داره یه بابا
راستی دست به آبای جالبیه
سلاممم.
سلام
وبلاگ خیلی جالبی داری
وبلاگ من عاشقانست
کمکم کن تا بتونم زیباترینو بسازم[گل]
منتظرتم[لبخند]
آمی جونم کجایییییییییییییییییییی؟
سلامممم
سلام آمی مهربون
به روزم عزیز و در انتظار حضور همیشه مهربانت
شاد باشی
به روز هستم...منتظر حضورتم[لبخند]
ای نامردا چرا نظر های منو پاک می کنین
امی دیکتاتور
عرب ها واقعا خرن
تا جونت در بیاد
سلام دوست خوبم
خوبی ؟
ببخشید که مدتی نبودم
ازت دلخورم
که سر نزدی یه خبری بگیری ازم[ناراحت]
نمی گی ما دلمون برات تنگ میشه ؟
منتظرتم
حتما بیا[بوسه][گل]
سلام آمی
خدایی خیلی بزرگ شدی
تحویل نمیگیری
تغییره اسم دادی
شلخته بودی شدی بانویه
سلام من برگشتم! اپتو خوندم نمی دونم چی بگم! اما من میگم توش یه حکتیه توش یه درسه واسه ی همه ی ما حالا به هر نحوی که نگاه کنی این داستانو!
اومدم بگم امی دلم واست خیلی تنگ شده! خیلی دلتنگ بودم این مدت! اما بنا به دلایلی نتونستم باهات در تماس باشم!
راستی اپ کردم بهم سر بزن! منتظرتم!
بوس بوس!
سلام امی جان.
جالب بود.
ممنون از محبتی که بهم داری و بهم سر میزنی.
موفق و شاد باشی.
سلامی آمی مهربون
ببینم با ما قهر کردی یا با دنیای نت .. دیگه سر نمی زنی .. بابا منور کن محفل ما رو به قدوم مبارکتان
شاد باشی
سلام آمی جونم شرمنده دیر بهت سر زدم بابا منم
تبعیدی بی حوصله گیم بودم خدار ور شکر بهتر شدم .
راستی عجب کله خرایی پیدا میشن !1 بیچاره دختر بدبخت که رفته رو هوو !1
آمی جان با دو تا پست آپ هستم و منتظرتون تا بیایین و بعد از مدت ها دیداری تازه کنیم .
راستی حتما جواب سوال یکی از پستام هم بده عزیزم
گفتم ای جنگل پیر،تازگی ها چه خبر ؟

پوز خندی زد و گفت ؛هیچ
فقط کابوس تبر
چی بگم؟
شرمندگی داره بخدا...
ولی داماده و عروس تازه هم تقصیر داشتناااا
مگه میشه بزور ؛بله؛ بگیرن!
چی بگم...
شایدم...
خب احتمالا ته دختره باد میداد اونها هم دیدن چی از این بهتر یه جوری غالب کردند دیگه... چطوری شلخته خوبی؟
منم مثب توام! هه!
دلم واسه اون وقتا تنگ شده! راستی اون داستانت چی شد؟
سلاممم.خوبی؟دوباره که نیستی؟یه خبری بده از خودت.ممنونم
سلام دوست مهربون[گل]
میدونی چرا میگن” دلت دریا باشه”
وقتی یه سنگو تودریا میندازی
فقط برای چند ثانیه اونو متلاتم میکنه
و سنگ برای همیشه محو میشه .... خشنود باشی عزیز
از اینکه به سر نمیزنی تشکر
سلام جیگرتو برم!!! می بینم که سال جدید روحیت یه کوچولو بهتر شده الحمدالله. دلم برات خیلی تنگ شده بود و اما این ماجرا.......... نمیتونم فکرشو کنم که چطور اتفاق افتاده و کدوم شهرستان بوده که تا این اندازه متعصب بودن و کدوم زنی راضی میشه اینطور با یه زن دیگه اون هم توی این دوره و زمونه زندگی کنه؟
بنام خدا
البته مثل همه محتاج به «نصیحت» هستم اما نمیتوانم نصحیت تناقض آمیزی را که با نسبتهای «غیرمنصفانه»، «بیاخلاقی»، «قانون شکنی»، «بداخلاقی»، «بغض»، «نفرت» و «لجن مالی» و... آغاز میشود و جهت گیری سیاسیاش هم مشخص است باور کنم.
بعد از فیلتر ناجوانمردانه و بدون دلیل دو وبلاگ قبلیم یعنی ادواردو و پاتریوت به دست عوامل شناخته شده!!. شیعیان بحرین نیز در آتش بی بصیرتی ما می سوزند و منویات چندین ساله رهبری در کوچه پس کوچه های سیاست بازان منحرف و قدرت طلب بر زمین مانده است. اینک با احساس تکلیف از حملات ناجوانمردانه به رهبر عزیز و رییس جمهور خدمتگزار به صحنه آمده ام. امید است تعامل خوبی با دوستان برقرار کنم. با مطلب جدید در مورد(پشت پرده جریان انحرافی و سینمای ماوراء) در خدمت هستیم. منتظر بازدید و نظردهی شما. در صورت صلاحدید لینک نمایید. یا علی
کجایی هیچ خبری ازت نیست
سلامی چو بوی خوش آشنایی !1
آشنایی ؟ مگه شما با من آشنایین ؟!!
اگه دوست و آشنایی پس کوشی ؟ نیستی که ؟!!
کجایی دوست خوبم آمی جان ؟ چرا نمی آپی ؟ چرا بهمون سر نمی زنی و حالی نمی پرسی ؟!1
شلخته!!چه اسم نازی!!شرافتیها خوششون اومد
سلام آمی جون عصر روزپنج شنبه ات به خیر و شادی باد کجایی عزیزم ؟
پیداتون نیست ؟؟
آپ نمی شین ؟
سلام صبح زیبای شنبه ات به خیر و شادی باد
سلام دوست خوب من خوبی؟
من توی یه مسابقه ی خاطره نویسی شرکت کردم...
باید رای بیارم تا برنده بشم...
میشه بری بمن رای بدی؟تا برنده بشم!
شماره ی 12
http://sutbax.blogfa.com/
مرسی
[بوسه]
سلام دوست عزیزم
چند وقته به ما سر نمی زنید،از مابدی دیدید.
با یه غزل وچند رباعی به روزم. راستی کارهاتون عالیه ..بدرود
سلام
ممنون که به یادم بودی و بهم سر زدی
دیگه نه تو وبلاگ خود میومدی نه تو وبلاگ من، فکر میکردم ترک نت کردی.
در مورد مطلبی که نوشتی میخواستم بگم
اجباری نیس حالا که سختته حتما نماز بخونی.
فکر نمیکنم صحبت کردن کار سختی باشه و حوصله نداشته باشی و ...
اگه نماز رو بخونی که چه بهتر،
اگه هم به قول خودت یه وقتی زور سستی ات بیشتر از خودت بود و نتونستی نماز بخونی، اون شب قبل از خواب، فقط ده دقیقه با خدا عاشقانه صحبت کن و هر چی دلت میخواد بهش بگو.
خدا خوب به حرفات گوش میده.
این رو هم مطمئن باش که جواب خدا در مورد حرفات رو هم تو اتفاقایی که تو زندگیت واست رخ میده میتونی پیدا کنی.
سلام این روز رو بهت تبریک میگم.
نمیدونم ازدواج کردی یا نه.
ولی به هر حال امیدوارم یه روزی دست بچه های کوچولوت یه کادو باشه و این روز رو بهت تبریک بگن.
سلام
راستش دلم نمیاد تنهات بزارم و به فکر اینم که چرا یه عده کاری کردن که جوونای مردم که یکیشون شما باشی حتی نتونه با خدای خودش صحبت کنه.
بهت یه پیشنهادی میکنم اگه احساس خوبی داشتی اون کار رو انجام بده
هر شب قبل از خوابت تو ذهنت بهترین رنگی که خیلی دوسش داری و از دیدنش احساس آرامش بهت دست میده رو تصور کن،
بعد از چند ثانیه (یه چیزی حدود یه دقیقه یا کمتر) شروع کن به شمردن از یک تا پنج و اون عددها رو تو اون رنگ دلخواه خودت با یه رنگ دیگه که اون رو هم دوس داشته باشی تصور کن و بهش خیره شو،
بعد از اینکه عددها تموم شد، به همون صفحه رنگی که اول درست کردی خیره شو و بعد از چند ثانیه همون طور که داری به رنگ دلخواهت نگاه میکنی با خدای خودت صحبت کن،
با خدایی که تو عمق وجودته صحبت کن،
خدایی که تو تمام رگهات جریان داره و لابلای خال به خال موهاته.
خدایی که هر جای دیگه از بدنت که فکرش رو بکنی هست و اصلا نیازی نیست ازش خجالت بکشی،
باهاش راحت باش و هر چی دلت میخواد بهش بگو،
اگه ازش ناراحت بودی بهش بگو که ازش ناراحتی، اگه دوسش داشتی بهش بگو.
.
.
.